لسان الملك سپهر
353
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
فهو كالبدر نوره * مشرق غير غائب قد ظفرت خديجة * بجليل المواهب بفتى هاشم الّذى * ماله من مناسب جمع اللّه شملكم * فهو ربّ المطالب احمد سيّد الورى * خير ماش و راكب فعليه الصّلاة ما * سار عيس « 1 » ساكب پس خديجه زبان برگشود و لختى از فضايل و جلالت قدر رسول خداى عليه السّلام بيان كرد و از آن پس گوسفندان بسيار به نزد ابو طالب فرستاد تا جمله را ذبح كرد و سه روز تمامت مردم مكه را وليمه بداد ، و اعمام آن حضرت را در آن جشنگاه دامن برزده خدمت همىكردند . از پس آن خديجه كس به طايف فرستاد و مردم زرگر و اهل صنعت بياورد و كار حلى و حلل زفاف را راست كرد و شمعها برسان درختان از عنبر بساخت و تمثالها از مشك و عنبر بكرد و بسيار كارهاى بديع برآورد و از بهر رسول خداى از ديباج و خز بر تختى از عاج و آبنوس بگسترد و آن تخت را صفايح « 2 » ذهب به كار رفته بود . بالجمله شش ماه در ادوات زفاف رنج برد تا كار بر مراد كرد ، آنگاه كنيزكان خود را جامههاى حرير گوناگون در بر كرد و از گردن ايشان قلايد زرّين درآويخت و در گيسوهاى ايشان رشتههاى مرواريد و مرجان بربست و خدام را حكم داد تا طبقهاى طيب و عنبر برگرفتند و بخور عود و مشك كردند و مروحهها كه با ذهب و فضّه پيراسته بودند بدست كردند و يك طايفه شمعها برگرفتند و گروهى دف بر كف نهادند و بسيار شمعها در ميان سراى به پاى كردند كه هر يك به اندازهء نخلى بود ، آنگاه زنان مكه را خرد و بزرگ دعوت فرمود و از بهر اعمام پيغمبر مجلس ديگر راست كرد ، آنگاه كس نزد ابو طالب فرستاد كه هنگام زفاف فراز است . پس رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله دستارى حمرا بر سر بست و جامه از قباطى مصر در بر نمود و غلامان بنى هاشم هر كس شمعى و چراغى بگرفت و مردم در شعاب مكه انبوه شدند ، و همىبدان بدان حضرت نگران بودند و نور مباركش از زير جامه و جبين در لمعان بود .
--> ( 1 ) . عيس : شتران سفيد سرخ موى . ( 2 ) . جمع صحيفه : ورقه و لوح